محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

897

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

افتاده است . ص 216 س 14 به بعد : ص و صب : در اين دو نسخه آيه ها را جدا كرده و ترجمه و تفسير آن را در پى هر آيه آورده است . فا و فب : ندارد اين مطالب را . ص 217 س 6 : ص و صب : * ( فَلَمَّا جاءَه الرَّسُولُ 12 : 50 ) * - عبارتهاى دو نسخه بس نزديك است به نسخهء اساس ما و سپس متغاير مىشود . س 12 به بعد : ص و صب : داستان به گونه‌اى ديگر نقل مىشود و در اصل و اساس متغاير است . فا و فب : ندارد اين بخش را . ص 222 س 19 : ص و صب : * ( الصَّادِقِينَ 12 : 51 ) * : گفت اكنون چو ( صب : چون ) پيدا آمد من خواستم يوسف را او مرا نخواست و او راستگوى است . . . ديده مىشود كه عبارتها بيرون از افزونى اساس ما در دو سه صفحه ، بسيار نزديك است . فا و فب : ندارد اين بخش را هم و ظاهرا افتاده است . ص 223 س 12 : ص و صب : * ( . . . حَفِيظٌ عَلِيمٌ 12 : 55 ) * . گفت ترا چاره نيست تا اين هفت سال گندم گرد نكنى ( صب : بىنقطه ) به خوشه اندر و ترا بدين كسى بايد نگاه دارد مرا . . . س 25 : ص و صب : او را خيانت نكردى مرا آرزو است كه من آن زن او را به زنى به تو دهم . يوسف اجابت كرد . فا و فب : ندارد اين مبحث را و ظاهرا افتاده است . ص 225 عنوان : ص : حديث آمدن برادران يوسف به مصر از بهر طعام . صب : « خريدن » ندارد در عنوان . س 1 : ص و صب : چون اين هفت سال فراخى بگذشت . . . س 16 : ص و صب : * ( فَدَخَلُوا عَلَيْه فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَه مُنْكِرُونَ 12 : 58 ) * ، دو نسخه آيه را كامل مىآورد بر خلاف اساس كه تا * ( « فَدَخَلُوا عَلَيْه » 12 : 58 ) * آورده است . ص 226 س 7 : ص و صب : يوسف خواست كه خبر آن برادر خويش بداند كه از مادر او بود ( صب : « كه از مادر او بود » ندارد ) تا او را چه خبر است زيد يا نزيد ( صب : « زيد يا نزيد » ندارد ) گفت اگر شما يازده